*ترانه های رضا آوینی...بوی بارون*
*رضا آوینی .... کارشناسی ارشد حقوق تجارت بین الملل*
حال و احوال این روزهام این جوریه:
خسته ام
ازین تکرار بی معنا
وین شکوه پوشالی!
کاش باران
بشوید غبار خستگی هایم را
۲-
بر چهارراه فصول
در انتظارت نشسته ام
شاید این بار
تقویم بهارم را
تو ورق بزنی!
۳-
كاش صداي گريه ام را
باد مي شنيد
تا بر سالهاي رفته
حنجره زخمي بيقرارم باشد.
و روز زن
مبارک
----------------------------------------------------------------------------
و اما معرفي كتاب
مجموعه شعر اسطبل شامل سه دفتر از شعرهای سروده شده در سالهای ۸۷ و ۸۸ داریوش معمار است. دفتر اول این مجموعه شامل شعرهایی با لحن سهل و ممتنع، حاوی عاطفهای روشن است كه عمدتاً مضمونی عاشقانه و اجتماعی را در قالب بیان جزئیات زندگی مطرح ساخته، از مشخصههای دیگر این دفتر وجود طنزی گزنده در اندیشهی شعرها میباشد. شعر «رَنجور» نمونهای از شعرهای این مجموعه است.
به رنج بگو: عجب! / بردن تو چرا تمام نمیشود؟
دفتر دوم این كتاب حاوی شعرهایی با محتوایی ضد جنگ است. شعرهای این دفتر به لحاظ حسی روشن كنندهی ابعاد درگیری ذهنی شاعر با زیستبوم جنوب از یكسو و انسان از دست رفته در جهان شرقی از سوی دیگر است. شاعر با برگزیدن زبانی چندپهلو در مضمون و ریتمی متناسب آن در این شعرها ساختاری منسجم و قابل تشخیص را در لحن و بیان به مخاطب عرضه كرده است. شعر «جنگزدگی» (كه شرح كشته شدن فرد عقب ماندهی ذهنی در اثر برخورد تركش است) نمونهای از شعرهای دفتر دوم است:
ابرو کوتاه، چشم گُشاد. / کِلو قاسم! / کُولی، یخی، سَمبو. / کِلو قاسم! نه جنگ، نه بدبختی، نه زندگی. / تو حتا از کِلو قاسم هم نگذشتی!
دفتر سوم مجموعه شعر «اسطبل» حاوی بیشترین تعداد از شعرهای این كتاب است. ذهنیتر شدن بیان شاعر، توجه بیشتر به مایههای غریزی و كشف شهودی در عاطفه اشعار، و تبلور یافتن اندیشه شاعر در قبال حوادث به صورت ایدهای منحصربهفرد و شخصی در هر شعر، این بخش را مجزا میسازد. نقطه اشتراك این دفتر را با دو دفتر قبل میتوان در انسجام و هماهنگی كیفیتهای لحنی و بیانی و در نتیجه روشن بودن محتوای كلی شعرها، كنار مایههای طنز آلود آن دانست. شعر «گودال اتاق» نمونهای از شعرهای دفتر سوم است:
گودالی در ذهن خستهی این اتاق پرواز میکند. / پرده را کنار بزن! / (همچنان که شاخههای فرورفته در آن را میشکنی. / که گلدان را به ارتفاع باغچه پرتاب میکنی./ و نگاهت از هاویه و سنگ پر شده.) / ببین! روز رسیده. / اما هنوز شب در ذهن خستهی این اتاق / مانند گودالی، پرواز میکند
به نقل از : http://establpoem.blogfa.com/
سلام ....تعجب نكنيد...درست اومديد !!
۱- هميشه اين موقع سال كه ميشه مردم به هول و ولا ميفتن كه برن خريد عيد...از چند وقت قبل خيلي از خريد هاشون رو محدود ميكنن تا در اين مواقع سال حسابي خريد كنن...لباس نو...كفش نو...هديه...كادو و....
ما خيلي چيزها رو از طبيعت وام گرفتيم...الهام گرفتيم...مثه همين خريد عيد...طبيعت رخت نو به تن ميكنه و ما هم!
ديدم بد نيست بعد از دوسال يه رخت نو هم تن اين وبلاگ رنجورم بكنم...هرچند لباس قبلييش هم لباس خوبي بود...دووم داشت...ازين جنس هاي بنجل نبود...اصيله اصيل!!
۲- هنوزم وقتی "لیلی و مجنون" میخونم حرارت رو احساس میکنم!
اما با يه ترانه جديد بروز كردم...اميدوارم از نقدهاي شيرينتون بهره مند بشم...نقد كليد موفقيته...پله است نه چماق! پس دوستان عزيز تا ميتونيد نقل و نبات بريزيد...!
وقتي تو در كنارمي
طوفان لحظه راممه
شيريني عطر تنت
هر لحظه توي كاممه!
وقتي تو در كنارمي
گنجشككا بلبل مي شن!
از كوچ گريه و غمه
چشماي عاشقت مي گن
گلاي قالي دلو
........................
سرشت خاكي تنو
با ..................بده!
بزار كنار بسترت
....................
خط بكشم رو ........!
باغ و ..............
وقتي تو در كنارمي
ابراي طوفاني دل
.................
................
.........
.......
.................
متاسفانه متن ترانه بعلت سوءاستفاده هاي احتمالي كامل نيست!
بفشارید به هم
انگور پریشانی من
کآب است همه خاطره ها !
| Design By : Pars Skin |
