تبليغاتX
بوی بارون
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
غم

 

سلام

1) روزهاي اخير شاهد صحنه ها و اخباري بوديم كه انسان رو به شدت متاثر ميكرد!

هياهويي كه جز «درد» چيزه ديگه اي واسمون به ارمغان نياورد،با اميد اومدن كسي كه با اومدنش هر چيزي رو در جاي درست خودش قرار ميده!

2)و اما يگ گلايه از دوستاي خوبم كه  البته شامل حال خودمم ميشه!:

هدف خيلي از ما كه آثارمون رو در اين فضاي مجازيه لبريز از حقيقت قرار ميديم اينه كه با مخاطبمون ارتباط برقرار كنيم و ازين رهگذر تلاش كنيم سطح كيفي كارامون رو ارتقا بديم

اما مثل اينكه اسير يكسري جملات كوتاه شديم كه زاييده عادت و تكراره!: «زيبا بود..آفرين..وبلاگ خوبي داري..پيشم بيا و...»!!

ظاهر قشنگي دارن اما دردي رو دوا نمي كنن! نه؟

                                      (تو خود حديث مفصل بخوان ازين مجمل!)               

اميدوارم همين چند كلمه هم باعث نشه كه خيلي ها پشيمون بشن از نظر دادن!

 

و اما ترانه:

 

 

تو كه رفتي آسمون

ديگه آفتابي نشد

شب سرد فاصله

ديگ مهتابي نشد

 

كوچه هاي خاطره

خلوته مثل چشام!

تو رو كم دارن بيا

اي هميشه با صدام

 

تو كه رفتي خونمون

پر بغض غربته

آشيون كفتراش

جاي پاي وحشته!

 

خيلي وقته دل من

زير چكمه ي غمه

شو نه هاي بارونم

واسه گريه هام كمه

...

تو كه نيستي ديگه من

حس موندن ندارم

تو ستيز لحظه ها

عمريه كم ميارم!

 

|+| نوشته شده توسط رضا در شنبه 6 تیر1388 و ساعت 0:41 | 
فاصله

با سلام خدمت دوستان نازنينم

راستش اين اواخر (يعني بعد از آزمون ارشد )حسابي كلافه بودم ..يه احساس دوگانه...از يه طرف فراغت از درس و اون فشار چند ماهه و از طرف ديگه يهويي رها شدن از همه چي!

اما خوب بالاخره اين كلافگي و بي حوصلگي تموم شد..نتايج ارشد اعلام شد!

خدا رو شكر منم قبول شدم...يعني رتبه ام شد:  36

وبا اين رتبه سه تا انتخاب دارم:

1-حقوق تجارت بين الملل دانشگاه شهيد بهشتي تهران

2-حقوق تجارت بين الملل دانشگاه علامه طباطبايي تهران

3-حقوق تجاري اقتصادي بين المللي دانشگاه تهران

ان شاءالله سال تحصيلي آينده در يكي از اين سه گزينه خواهم بود.

از همه دوستان گلم كه توي اين مدت در جريان بودن و همه جوره ابراز لطف داشتن پاسگزارم.اميدوارم همه توي كاراشون موفق باشن.

 

اما واسه اين پست هم يه ترانه جديد دارم...مثل هميشه نقدها و نظرات ارشمند شما "فانوس شبهاي تاريكه من"!!

 

فاصله

 

فاصله بين من و تو

يه پنجره،يه پرده اس!

منْ پر حس ترديد                

سهم تو سيب خنده اس

 

تن من خسته و زخمي

وسط جاده غربت

نه توان گريه مونده

نه گلايه و نه صحبت

 

تا كي ميون من و تو

يه پرده غوغا بكنه!

پس كي ميخواد بياد و اين

پنجره رو وا بكنه!

 

بزار دوباره صحنه رو

از نو روايت بكنيم

پرده رو آتيش بزنيم

عشقُ حكايت بكنيم

 

اما نه ، اين پرده كه نيس

سايه ي سنگين ِ‍‍» منه » !

آفت عشق آدما

غده ي بدخيم تنه!

 ....

« منُ » رها كن و بيا

دوباره مثل « ما » بشيم

فقط من و تو بمونيم

از آدما، جدا بشيم!

 

 

|+| نوشته شده توسط رضا در یکشنبه 3 خرداد1388 و ساعت 12:25 | 
دلتنگي

با  سلام خدمت دوستان گلم

ارديبهشت واسه من تداعي كننده روزهاي خوش و ميمونيه با اون هواي لطيفش... اميدوارم واسه شما هم لبريز از لطافت و شادابي باشه

اما حال و هواي اين ترانه ديگرگونه ست! این ترانه واسه اونیه که دیگه نیست!

مثل هميشه نقدهاي سازنده شما منتي ست بی انتها وصف ناپذير و غيرقابل جبران!

 

 

دلتنگي

 

تو رفتي و بدون تو

درخت خونه خشكيد

قامت آينه خم شد!

دل ترانه پوسيد

 

تو رفتي و اتاق من

بازم باهام غريبه شد

چشماي خيس پنجره

بسته واسه هميشه شد!

 

غبار تلخ فاصله

راه گلومو بسته

گرد سياه ....

............

 

متن ترانه بعلت برخي سوء استفاده هاي احتمالي كامل نيست!

|+| نوشته شده توسط رضا در شنبه 5 اردیبهشت1388 و ساعت 20:21 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar